یکشنبه 24 آذر 1398

آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی

آیت الله عبدالکریم زنجانی در هشتم ماه مبارک رمضان سال 1304ق. در روستای«بارئت آغاجی» در شهر زنجان به دنیا آمد. پس از نشو و نما در خاندان علم و فضیلت، در مدارس مختلف شهر شروع به تحصیل کرد و نیز به همّت جدّش در منزل شخصی، نزد معلّم خصوصی تحت تعلیم و تربیت قرار گرفت.

وی براثر هوش و زیرکی، استعداد ذاتی وحافظه قوی، در درس‌های بزرگان زنجان، همانند آخوند ملا قربان علی مجتهد زنجانی ، میرزا مجید حکمی، میرزا ابراهیم مسگرزنجانی  وسید حسن قنادّی حاضرشد و فقه، اصول، الهایات، طبیعیات وعلوم ریاضی را به خوبی آموخت و دربعضی ازمسائل دینی وفلسفی با پدروامام جمعه به بحث علمی می‌پرداخت که مودپرد تشویق آنها قرارمی گرفت.
 
 تدریس
زنجانی پس ازپایان تحصیلات، در«مسجد زرگرها»به تدریس خارج رسائل و مکاسب همّت گماشت و با بیان عالی و نافذ تدریس می‌کرد.
 
خصوصیات اخلاقی
صفات و خصوصیات آیت‌الله زنجانی را درچهار مورد زیرمی توان خلاصه کرد:
1.وی در برآوردن احتیاجات مردم و مخصوصاً زائران امام حسین(ع)کوشا بود و از ارادتمندان خالص اهل بیت عصمت(ع) محسوب می‌شد.  
2. او از مدافعان سرسخت مذهب امامیه بود و در سفرهای خود به بلاد اسلامی، با قدرت علم و بیان، ازحقانیت شیعه دفاع می‌کرد و فرهنگ تشییع را به عالمیان شناسانید.
3. وی در هرسه وقت صبح، ظهر و شب درحرم مطّهرامیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع) اقامه نمازجماعت داشت و قبل از طلوع فجر به حرم مطّهرمشرف می‌شد ونوافل شب را درآن مکان به جا می آورد و آن گاه نماز جماعت را اقامه می‌کرد. زندگانی وی درنجف اشرف، در کمال زهد و سادگی سپری می‌شد؛طوری که تا آخرعمر برای خود منزل شخصی تهیه نکرد و در منزل استیجاری وفات یافت. یکی ازعلاقمندانش دراین خصوص ازقول وی چنین نقل می‌کند:
«می خواهم به دنیا ثابت کنم یک آدم روحانی می‌آید که با وجود اقتدارش که همه چیزدرقبضه اش باشد، مع ذالک به دنیا بی اعتنا باشد ولذا بعد فوت آن مرحوم فهمیدند که ایشان دربی اعتنایی به دنیا تنها شخص بوده وآن اتهامات درباره اش بی اساس بوده است.»
وی درمجلس آرایی کم نظیر، درفصاحت وبلاغت نابغه روزگار، درفنّ خطابه بی نظیروبیانی قوی وسحرآمیزداشت؛ به طوری که پس ازسخنرانی دردانشگاه الازهرمصر، همه دانشمندان حاضردرجلسه، در مقابل جلالت وعظمت اوسرفرود آوردند ودکترطه حسین بر دستان وی بوسه زد وگفت:
«کنت اذا سمعت محاضرة الامام الزنجانی؛ ظننت آن ابن سینا حّی یخطب؛ زمانی که سخنرانی امام زنجانی را شنیدم، گمان کردم که ابوعلی سینا زنده شده وسخن می‌گوید.»
همچنین وی خطابه‌ای درحضور40 هزارنفردردمشق مرکزحکومت سوریه، درمسجد اموی ایراد کرد که اهل این شهردراین باره می‌گفتند:
«غیرازحضرت زینب خاتون که برروی این منبرخطبه ایراد کرد و دراثر فشاریزید موفق به اتمام آن نشد، ازآن عصرتا کنون کسی جزآیت‌الله زنجانی بر روی این منبرنرفت و در حقیقت خطبه حضرت زینب خاتون را آیت‌الله به پایان رسانید.»
 
سفرهای وحدت آفرین
آیت‌الله زنجانی به منظور ایجاد وحدت دربین مسلمانان جهان و پیکارهمه جانبه علیه استعمار، ازسال1345ق. راهی بلاد مسلمین شد و درمناطقی چون مصر، سوریه، لبنان، فلسطین، شرق اردن، هندوستان، قفقاز و ایران با شخصیت‌های برجسته سیاسی و علمی دیدارکرد و با ایراد سخنرانی‌های پرشور، درمحافل مختلف علمی ومذهبی، همچون دانشگاه الازهر و مسجد جامع اموی دمشق، همبستگی مسلمین درقبال استعمارگران را خواستار شد. به سخنرانی‌های وی نیزاشاره می‌شود.
 
دردانشگاه الازهر
شیخ الازهر، شیخ محمّد مصطفی المراغی در2شعبان 1355ق. جشن باشکوهی برای نکوداشت این دانشمند برجسته اسلامی ترتیب داد که درآن صدها نفرازشخصیت‌های سیاسی وعلمی حضورداشتند وازخدمات آیت‌الله زنجانی تجلیل به عمل آوردند. دراین محفل باشکوه، آیت‌الله زنجانی با زبانی فصیح درمورد حقانیت شیعه امامیه سخن گفت وسپس درمورد حوزه علمیه نجف اشرف ودانشگاه الازهرگفت:
«نجف اشرف قلب بیدارعالم اسلام ودانشش عالم گیروچراغ تابناکش ادوارمختلف را فرا گرفته وقرون متمادی است که انوارعلوم وایمان وپرهیزگاری وسجایای اخلاقی به مشرق ومغرب پخش می‌کند.
به همّت وکوشش علمای آن، روحانیت اسلام دراطراف واکناف کره زمین انتشاریافته است وجهان اسلام به راه خیروصلاح هدایت گردیده اند& آری، قرون متمادی براین امت گذاشت؛ درحالی که نورهدایت خود را ازشموس عالم بشریت، یعنی عامای برجسته نجف اشرف اکتساب می‌کرده اند واعمال خود را باقوانین علوم ومعارف الهّیه وفرامین آنها منطبق می‌ساخته ودرمشکلات وشداید به آنها پناه می‌بردند.
آقایان می‌دانند که بغداد مدّت‌ها مرکزعلوم ودانش سراسرگیتی بود؛ ولی پس ازسقوط آن وبه تاراج رفتن جواهرات گرانبهای علم ودانشش، دوستاره تابان ازافق معارف اسلامی طلوع کرد؛ طوری که یکی چون دیگری قبله گاه شیفتگان علم ودانش بوده وآنرا کعبه آمال خود ساخته ازاکناف بلاد مملکت اسلامی بدان روی نهاده اند؛ یعنینجف اشرف که به دست شیخ طوسی بنا نهاده شد ودیگری جامع الازهرشریف مصر.
هدف این حوزه بزرگ علمی ودینی، یعنی نجف اشرف والازهرشریف یکی بود وآن تعلیم اسلام وترویج شریعت غرّاء رسول اعظم، خاتم انبیاء محمّد (ص) ومؤسّس هردوی آن نیزشیعه بوده است. آیا اثری بزرگتروجاویدتر ازاین دواثر، ازشیعه انتظارتوانداشت؟گرچه این دوپس اززمانی ازیکدیگرجدا شده، درطریقت ومذهب، هریک راه مستقل درپیش گرفته اند؛ به اجباروسیاست؛ امّا هردو درحفظ واشاعه معارف اسلامی تاکنون کوشا بوده اند.»
 
درمسجد جامع اموی
«برادران! دراین زمان بیش ازپیش، نیازمند به کسب آرای یکدیگریم؛ چون یکدیگررا خوب بشناسیم، بیشتربه یکدیگرنزدیک می‌شویم وبرادری ما راسختر می‌شود. »
آیت‌الله زنجانی این پیک همبستگی وهماهنگی، به دعوت عالمان بزرگ دمشق، راهی این کشورگردید ودرسال13شوال 1355ق. بعدازاقامه نمازجمعه دربین 40 هزارنفر ازمسلمانان دمشق به سخنرانی پرداخت وآنها به اتّحاد وهمبستگی دعوت کرد. وی دربخش‌های ازسخنان خویش گفت:
«آنچه سینه را مالامال اندوه می‌سازد ومرا سخت نا شکیبا کردهچیزی است که می‌بینم امربه معروف ونهی ازمنکربه جای گره گشایی، مایه ایجاد اختلاف بین مسلمین گردیده... شگفتا! گروه ومجتمعی که پیرامون پرچم اسلام جمع گردیده وسنگ آن را به سینه می‌زنند وافتخارشان پیروی ازاین دین پاک است... شمشیرها به دست گرفته، دندان‌ها به یکدیگرنشان می‌دهند وبه جدّیت درفنا ونابودی برادران اسلامی خویش می‌کوشند وچون بدان نرسند، نوک سرنیزه اتّهام فسق وفجوروتکفیروارتداد را به آنها متوّجه می‌سازند؛ شگفت ترآن که خانواده‌های اسلامی، بلایی به سریکدیگرآرند، که دشمنان به یکدیگرنپسندند.
آن چه آشکارا درمیان شیعه وسنّی به چشم می‌خورد، جدایی واختلاف است که فیما بین آنها وجود دارد وآن زاییده زمانی بس طولانی است. به این دعا که منصوب به امام سجّاد (ع)پیشوای شیعیان ومربوط به اواسط قرن اوّل هجری و روی سخن ودعا بیشترمتوجّه سران اهل تسنّن است، نه شیعه، به نیکوترین وجهی بنگرید به مضامین عالیه آن ازپیکاربا دشمنان وپیروزی برآنان وتقویت روحیه سربازان دلیراسلام و وسعت کشور و حفظ وحدود سرزمین‌های اسلامی (دقیقاً توجّه کنید).پیشوای ما چگونه ازحضرت باری می‌خواهد که اجتماع مسلمین فشرده ترگردید وپیروزی‌های بزرگ نصیب عموم مسلمین اعم ازشیعه وسنّی گردد. آیا معنی اتّحاد اسلامی واعتلای شخصیت وعظمت مسلمین غیراین است؟ بدانید که دعوت ما برای اتّحاد ویگانگی مسلمین وازبین بردن نفاق و دودستگی وعداوت واختلاف، امری تازه نیست که ما برای پیشرفت مقاصد شخصی واهداف خویش آن را به شما پیشنهاد می‌کنیم وآن را برای مسلمین اعم ازشیعه وسنّی امری ضروری وفوری تشخیص داده ایم؛ بلکه این روشی است که شیعیان برای تشبید مبانی وارکان توحید وعظمت اسلام ازابتدای آن تا کنون به پیروی ازامام وپیشوای خود حضرت سجّاد(ع)و... دنبال کرده اند. »
این سخنرانی آن قدرجذاب وپرشوربود که محمّدعلی کرد رئیس علمی دمشق بردستان وی بوسه زد وآیت‌الله سید محسن امین دراین باره گفت:
«تاریخ به خاطرندارد که ازابتدای بنای مسجد اموی دمشق تا کنون، جزحضرت امام سجّاد(ع)برای ایراد خطبه وسخنرانی برمنبرآن صعود کرده باشد ومتأسّفانه سیاست بنی امیه خطبه آن حضرت را قطع کرد که شایسته است با کلمات نورانی ودرخشان درصفحات تاریخ نقش گردد که افتخارختام خطبه حضرت امام سجّاد(ع)پس ازگذشت1295سال نصیب قائد ورهبرشیعه امامیه، حضرت آیت‌الله شیخ عبدالکریم زنجانی گردید.»

 
درسرزمین فلسطین
آیت‌الله زنجانی سپس به دعوت سید محسن حسینی، مفتی کشورفلسطین جهت زیارت مسجد القصی ودیداربا مردم مظلوم آن دیاربه آن سرزمین سفرکرد ومورد استقبال مردم وعلمای آن جا قرارگرفت وآنگاه درجمع حاضرآن چنان سخنرانی غراء وشیوایی علیه صهیونیزم واستعمارگران جهانی ایراد کرد که این سخنرانی دربین مردم به«خطبه نارّیه»یعنی سخنرانی آتشین معروف گردید. وی درقسمتی ازسخنرانی اش سران اسرائیل ودولت‌های استعمارگررا مورد خطاب قرارداد وگفت:
«...آیا باخدا می‌جنگید؟درحالی که پیروزی خدا حتمی است. آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل درفلستین کوشش می‌کنند ومی خواهند برای یهود سلطنت وعزّت کسب نمایند وبا عرب ومسلمین برای نیل به این هدف پیکارمی کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود ذلّت ومسکنت مقرّرفرموده، درپیکارند؛ درآن جایی که حضرت باریتعالی می‌فرماید:
«وضِربَت عَلَیهُم الذَّلَّةُ والمَسکنةُ وَبَاءُ وبغضب من الله.»
امّا شکی نیست که دراین پیکار، پیروزی با ایزد متعال است؛ درآن جا که می‌فرماید:
«لاَغلبَین اَنَا وَ رُسُلی.»
«به شما‌ای کسانی که خون عرب درعروقشان می‌جوشد!به شما‌ای گروه مسلمانان!نگذارید که اهریمن پلید، نهال خیانت خود را درسینه سرزمین شما بنشاند وآن را برویاند وبارورنماید؛ چه آنگاه که میوه شومش فرا رسد، گلوهایتان را سخت فرو گیرد وعواطفتان را بی رحمانه جریحه دارسازد؛ آن گاه فریادهای دردناک ازدل برآورید؛ ولی...درآن هنگام پیکارتان برعلیه او ومصیبت وبلای بزرگی که به شما روی آورده، بس دیرشده است. نوش دارو پس ازمرگ بیمارآورده باشد.
ای امیران عرب و...واین مسلمانان باحمیت! درآن هنگام که ادول استعمارگرپیروز، دندان‌های خون آشام خود را درحال حمله به شما نشان می‌دهد، نیت شوم وپلیدش را اعیان می‌بینید که ایده وآرزوهای شما درقاموس عدل وانصافش محّلی ندارد وقربانگاه خود را درزوایای تاریک ونکبت باردلش آشکارا می‌نگرید، چراسرگردانید؟به یقین بدانید دراین روزگار پرآشوب وغوغا، برای بقای موجودیت خود وجلوگیری اززوال وانقراض خویش ازلوح وجود گیتی، جزاین وسیله‌ای ندارید که دست اتّفاق واتّحاد یکدیگررا نیکو بفشارید تا درسایه هماهنگی واتّحاد کلمه، به دفاع جدّی ازمیهن عزیز وقطع شرارت صهیونیزم وکامیابی درمقابل مخاطرات، ازآن شما باشد وگرنه درآن حال، ذلّت دائمی ومرگ حتمی دراین سرزمین، برای اسلام وعرب درکمین شماست.
ای یهودیان! بدانید که کرکس مرگ برگرد سرتان پروازمی کند. به شما اخطا ر می کنم که هرگاه فلسطین را رها نکنید، بدبختی‌ها ومرگ فلاکت باردرکمین شماست. اگرچه دراین مورد زیاد حرف زده شد، ولی با این حال، برای آخرین باردراین مکان وازراه دلسوزی وعواطف بشریت واسلام، با گفتاری کاملاً روشن وصریح ودلایل حسّی وآشکارازآن جا که سخت پایبندیم که به کنه اغراض وبه عقل بازگردید وبه گذشته وحال خود تأمل کنید ونیکو بیندیشید که فتنه انگیزی وجنگ طلبی درفلسطین برای شما جزاتلاف نفوس واموال نخواهد داشت.
 
تألیفات
بی شک آیت‌الله زنجانی ازمعدود فرزانگانی است که درزمینه‌های مختلف علمی، مثل فلسفه، منطق، کلام، فقه، اصول فقه، تفسیر، حدیث، رجال، علوم ریاضی، ادیان ومذاهب، سیاست وعلوم غریبه، کتاب‌ها ورساله‌های سودمندی تألیف نموده که بیشترآنها به زبان عربی می‌باشند. درمورد تألیفات آیت‌الله زنجانی محمّد مصطفی المراغی، شیخ دانشگاه الازهرمصرمی گوید:
«من سفارش می‌کنم به جمع جوانان وملّت اسلام که می‌خواهند منظورومقصود شریعت ودیانت واجتماع را طوری بفهمند که ضمیروجدان آنها راحت باشد وبه هیچ گونه تردیدی گرفتارنشوند، سفارش می‌کنم که خواندن خطبه‌ها وکلمات ومؤلّفات زنجانی را ازاحاطه به اسرارتشریع اسلامی وفلسفه دیانت مقدارروزی ارزانی داشته که به هچکس ازبزرگان وائمه وپیشوایان ومتبحّین عالمان نداده است.»
بیشترآثارقلمی وی خطی بوده وهنوزبه چاپ نرسیده اند
 
رحلت
سرانجام رادمرد منادی وحدت وهمبستگی مسلمین، براثرکسالت وسوء تغذیه، درشب چهارشنبه، نیم ساعت بعدازاذان مغرب، درتاریخ 17 جمادی الثانی سال 1388ق. برابربا 18شهریورماه 1347ش. درشهرمقدّس نجف اشرف دیده ازجهان فرو بست وروح پاکش به ملکوت اعلی پیوست. پیکرپاکش درمدرسه حاج محمّد تقی اتفاق تبریزی، تغسیل وتکفین گردید وصبح روزچهارشنبه با حضورمراجع تقلید وطلّاب علوم اسلامی، سفیران ونمایندگان کشورهای اسلامی ازقبیل ایران وپاکستان ونماینده رئیس جمهورعراق، تشییع وپس ازاقامه نمازمیت به امامت شاگرد فاضلش، آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی رحمةالله درمقبرهً آیت‌الله آقا سید محمود امام جمعه زنجانی درآرامگاه ابدی آرمید. با انتشارخبررحلت این عالم وارسته، رادیوهای کشورهای ایران، عراق، شوروی، پاکستان، عربستان وانگلستان درمورد شخصیت علمی وی به پخش گزارش پرداختند وحوزه علمیه نجف اشرف قریب به یک ماه درس‌های خود را تعطیل کرد به پاس تجلیل ازخدمات علمی، فرهنگی، سیاسی واجتماعی وی، مجالس یادبودی درشهرهای نجف اشرف، تهران، اردبیل، ابهر، هیدج، صائین قلعه، خرمّ دره، ابهر و زنجان برگزارگردید وسخنرانان درفضائل وی به ایراد سخنرانی پرداختند.

تصاویر مرتبط