دات نت نیوک
ﺳﻪشنبه 01 آبان 1397

آرامگاه شیخ براق یا چلبی اوغلو

در پانصد متري جنوب غرب سلطانيه، بناي آرامگاهي وجود دارد كه در گويش محلي كچه بورك ( كلاه نمدي ) گفته مي شود. كتيبه هاي برجاي مانده بنا، همچنين سبك معماري و شيوه هاي تزئيني بكار رفته نشان مي دهد كه اين بناي تاريخي متعلّق به عارف بنام اين زمان، شيخ براق بابا از بزرگان مسلك مولويه و از خاصان در بار سلطان محمد خدابنده در دوره ايلخاني است.

همچنین  باستان شناسان و محقّقان، اين مجموعه را به سلطان چلپي منسوب نموده و تاريخ احداث بنا را سال 728 هجري قمري بيان نموده اند. مقبره شيخ براق یا چلپی اوغلو كه در كنار آن خانقاهي مربوط به همين دوره وجود دارد از نوع مقابر برجي شكل قرون مياني اسلامي است و قابل مقايسه با مقبره امام زاده جعفر اصفهان مي باشد . از جمله ويژگي هاي تزئيني اين بنا طاق نماهاي هشتگانه با عملكرد هاي چند جانبه اي (استاتيكي و زيبايي شناسي) است، كه طرح هاي آجر چيني سطوح هر يك از طاق نماها زيبا و متفاوت با يكديگر بوده همچنين محرابي هايي با تزئينات مقرنسي از نوع روي هم افتاده در نماي خارجي اين خانقاه از ديگر جلوه هاي هنري آن مي باشد.
 مقبره ی شیخ براق یا چلبی اوغلو ،با نقشه ی هشت گوش ،در بخش جنوبی خانقاه و احتمالا"درون فضای محصوری قرار داشته است هر چند به نظر می رسد این دو بنا در یک زمان ساخته نشده است، امّا فاصله ی زمانی هم نداشته اند ارتفاع این بنا 17 متر ،طول هر ضلع از بیرون 16/4 و قطر بنا 6/7متر است .
برای ساخت بنا ابتدا سه ردیف سنگ سبز تراشیده شده، چیده شده است و سپس آجرچینی دیوارها با سبک زیبای آلت و لغت و کاربندی تا سطح 5/2 متری اجرا شده است. از این ارتفاع به بعد ،فرم آجرچینی ساده شده و تفاوتی اساسی با بخش تحتانی به وجود آورده است .
هر ضلع خارجی مقبره ،با طاق نماهای زیبایی با قوس ها ی پنج و هفت کند نماسازی شده اند .
بر بالای این طاق ها ،گنبدی آجری با ساقه ای نسبتا" بلند استوار شده است .این گنبد،ازدیوارها ی خارجی کمی عقب تر است و روی پایه ای شانزده ضلعی قرار گرفته است .
درگاه­ها ،از قطعات سنگ تراشیده ساخته شده و کف بنا نیز از قطعات سنگ فرونشانده در آهک سنگفرش شده است .در این کف ،سوراخی جهت دسترسی به سرداب زیرین تعبیه شده است .در این سرداب ،قبر سلطان در وسط قرار دارد و اجساد مریدان با توجه  به درجه و مراتب آنها در گرداگرد آن قرار داده شده است. محوطه ی داخلی مقبره شامل اتاق هشت گوش ساده ای به اضلاع 75/3 متر است. دیوار ها کاملا"ساده و در میان هر ضلع  آن ،طاق نما و طاقچه ی بلندی به ضلع 75/1 و ارتفاع 3 متر به چشم می خورد . دیوارهای داخلی اضلاع مقبره ،از یک قشر گچ پوشیده شده است . در ورودی ، رو به طرف شمال است .در سمت جنوب نمای داخلی ،محراب بسیار جالبی با مقرنس های گچبری دیده می شود. طاق نماهای اضلاع داخلی در زیر گنبد ،به 16 ضلع تبدیل شده و سپس دایره ی گنبد بر روی آن قرار گرفته است که نور گیرهای بالای ترنبه ها ،بر گریو گنبد تعبیه شده است و نور داخل را فراهم می سازد .این بنا در بخش فوقانی –خاصه گنبد –فاقد تزیینات لازم از جمله پوشش کاشی است و چنین به نظر می رسد که بعد از اینکه مقبره را تا ارتفاع 5/2 متری ساخته اند ،تحوّلاتی که شاید مرگ سلطان یا دیگر تحولات سیاسی بوده ،سبب شده است که ساختمان مقبره را با سرعت بیشتر و تزیین کمتری بسازند .
مقبره دارای حیاطی با دو در بوده؛ یکی در قسمت جنوبی و دیگری در منتهی الیه دیوار شرقی که هر دو در دوره های بعد به وسیله ی سنگ های نامنظم و بدون ملاط مسدود شده است .در قسمت جنوب غربی حیاط نیز آثار دو زیرزمین کشف گردیده که به نظر می رسد محل مقابر بوده است .
پلان معماري اين مجموعه با الهام از عقايد و مراتب صوفيه طراحي و هر يك از فضاها با عملكردي خاص ، اجرا شده است.
واحد نخستين در قسمت ورودي به مرتبه فقرا اختصاص داشته، طالبان جنت، مرتبه بعدي اين فرقه، در زواياي قسمت ورودي جاي گرفته اند.
حجرات انفرادي صحن مركزي با دارا بودن درهاي كوتاه، محل رياضت مريدان را با توجه به مراتب آنها تشكيل مي­داده است. صحن خانقاه، محل سماع جمعي بوده كه سلطان در وسط و مريدان در گرداگرد آن حلقه مي زده اند و بدين ترتيب حلقه ذكر بر پا مي گرديده است. احتمالاً واحدهاي جنوبي خانقاه به عنوان كلاس هاي آموزشي و فضاي واقع در طرفين ايوان جنوبي، محل حلقه ذكر زمستاني بوده است.
طبقه دوم بنا در طرفين ايوان به شدت آسيب ديده و فروريخته و گرداگرد آن عنصري شبيه به جان پناه ديده مي شود. حاصل اينكه قرينه سازي در كل مجموعه كاملاً رعايت شده است و مصالح اصلي بنا را لاشه سنگ ها و ساروج تشكيل داده و سقف حجرات و زوايا گنبدي شكل مي باشد.
عدّه اي از محققان و باستان شناسان بناي خانقاه را مقدّم بر مقبره سلطان چلپي مي دانند و بعضي از آنان، تاريخ احداث مقبره را مقدّم بر خانقاه اعلام نموده اند. دونالد ويلبر معتقد است«… بنابراين احتمال این كه مقبره قبل از خانقاه ساخته شده و اين محل از نظر تبرك براي بناي خانقاه در نظر گرفته شده باشد تاريخ مقبره را به احتمال مي توان در حدود سال 1330 ميلادي (720 هجري قمري) دانست.2
آندره گدار، سال احداث بناي خانقاه را 733 هجري قمري پيشنهاد نموده است. بعضي از محققين نظريات و پيشنهادات ارائه شده را تأييد كرده و آنها را تكرار نموده اند. ولي به نظر نگارنده تاريخ 733 هجري قمري هم چنان كه مذكور خواهد افتاد سال نوشتن كتيبه در اين بناي تاريخي است و متن آن نيز صراحتاً اين مورد را تأييد نموده است.
به هر تقدير، مطالعات عمومي و سطحي، تاريخ بناي خانقاه را پيش تر از سالي كه پيشنهاد گرديده ارائه مي دهد. زيرا سال تعيين شده احداث اين بنا، مربوط به اواخر دوران ابوسعيد است كه حيات سياسي و اقتصادي سلطانيه و حكومت، رو به افول بوده و احداث چنين بناهايي در آن محل بعيد به نظر مي رسد.
يكي از مدارك بسيار ارزنده اي كه در حل مسئله تاريخ گذاري واقعي بناي خانقاه از اهميت بسزايي برخوردار است، مطالعه كتیبه حك شده جرز جنوبي ايوان جنوبي است. اين كتيبه در سه قطعه كه يكي در بالا و دو قطعه در طرفين ايوان نوشته شده، از اسناد بسيار معتبر در شناسايي شهر سلطانيه و نكات و دقايق آن است. قسمتي از اين كتيبه ازميان رفته، ولي آثار باقي مانده و قابل بررسي، به اين پرسش پاسخ مناسب داده است. اينك متن كتيبه عيناً از نظر خوانندگان مي گذرد.
(در ايام دولت پادشاه اسلام فرمانرواي ربع جا… خالد ملكه … شيخ شيوخ آفاق، شيخ براق اعادالله علينا…
صاحب معظم افتخار ايراني باني الخيرات خواجه شمس الدوله والدين محمد قزويني… بيرون آورده است و وقف خانقاه شميسه كرده كه در قزوين انشا گرانيد و … شرط كرده كه … عموم خلايق … هيچكس را …)
در طرف چپ ايوان، كتيبه با  متن زير نوشته شده:
سخطباري تعالي و ملائكه و من بدله من بعد ما ممعهوا نال اسمه علي الذين ببدلوهو عند الله سميع عليم وما جري الا علي الله ان الله لا يضيع اجر المحسنين … ثلاث و ثلاثين و سبعمائه الهلاليه كتب في ليله عيد…
بررسي كتيبه در اين بناي تاريخي از حساسيت خاصي برخوردار است .
نخست اسم حقيقي دو تن، به نامهاي شيخ براق در كتيبه اول و خواجه شمس الدوله والدين محمد در كتيبه مياني آمده است، در منابع و مآخذي كه نگارنده در دسترس دارد تا به حال شخصيت سياسي و مذهبي شيخ براق كه در كتيبه، اسم وي با جمله اعدالله علينا آمده، روشن نشده است. ليكن ذكر اسم خواجه شمس الدوله والدين والمحمد دركتيبه مياني از نظر تاريخ گذاري اهميت بسزايي دارد.
متن كتيبه با جملاتي نظير صاحب معظم، افتخار ايران باني الخيرات خواجه شمس الدوله والدين محمد…. شروع گرديده و هر يك از اين كلمات به مناسبتي ذكر شده و در معرفي شخصيت اسم موردنظر نقش اساسي دارند.
اولاد صاحب معظم وافتخار ايران لقب محمد بن محمد جويني ملقب به شمس الدين از رجال دوره اباقاآن مغول است، وي پسر بهاء الدين محمد، صاحب ديوان است كه در سال 657 به حكومت بغداد منسوب شد و پس از جلوس سلطان احمد تكودار، حكومت خراسان و مازندران، آذربايجان و عراق عجم به وي واگذار گرديد و پس از شكست سلطان احمد و به قدرت رسيدن ارغنون، خواجه شمس الدين محمد به اصفهان گريخته و پس از به قتل رسيدن احمد به طرف اردوي ارغنون حركت نموده و از وي عذرخواهي كرد عاقبت در نزديك اهر به سال 683 ه.ق مقتول گرديد. اين شخصيت يكي از رجال بزرگ و پر افتخار ايران در عهد ايلخانان و از نظر فضايل زبانزد خاص و عام بوده است.
با ذكر آنچه گذشت، اين بنا در حد فاصل سال هاي 657(سال به قدرت رسيدن وي) و 683 (سال قتل وي) احداث گرديده و وقف خانقاه شميسه شده است. به استناد عين متن كتيبه كه قبلاً به نظر رسيد، سال 733 تاريخ احداث بنا نبوده بلكه سال نوشتن كتيبه است.
قسمت دوم اين مجموعه تاريخي، بقعه معروف به سلطان چلپي است . پلان اين بنا هشت ضلعي است و هر ضلع آن از نماي خارجي به طول 16/4 متر، به ارتفاع 17 متر و به قطر 5/7 متر با زيبايي خاصي طراحي و اجرا گرديده است.
بنا ابتدا با سه رديف سنگ تراشيده ساخته شده است كه در اين قسمت سنگ هايي از نوع ماسه اي كم دوام به كار رفته و سپس آجرچيني با سبك زيباي آلت و لغت و كاربندي آجري تا رقوم 5/2 متر اجراء شده است. فرم آجر چيني در طاق نماهاي هشت گانه متفاوت به نظر مي رسد . پس از آنكه ادامه كار با آجر چيني ساده انجام گرفته و حد فاصل جرزهاي هشتگانه طاق نماهاي زيبايي طراحي و اجراء شده كه طاق هاي پنج اوهفت كند آن را زينت داده اند. بالاي اين جرزها گنبد آجري با ساقه نسبتاً بلند استوار شده است، پلان هشت ضلعي با اجراي ترمپه ها به پلان 16 ضلعي و سپس به دايره تبديل شده و گنبد بر آن نشسته است.
سبك قبر سلطان چلبي در اين آرامگاه اهميتي بسزا دارد، از اين نظر كه اين قبر، حلقه ذكر صوفيه را تداعي مي كند. بدين معني كه داخل مقبره به فضاهايي تقسيم گرديده، كه جسد سلطان در وسط دفن شده و اجساد مريدان با توجه به درجه و مراتب آنها، در گرداگرد آن قرار داده شده اند. بحث در باب انتساب اين بقعه به سلطان چلپي هنوز مفتوح است، علت تغيير در سبك آجر چيني، قابل بحث و بررسي بوده و بالاخره ارتباط خانقاه با مقبره مي بايستي به طور متقن روشن گردد.
اين اثر به شماره 167 در فهرست آثار ملّي به ثبت رسيده است .
 
 
---------------------
1. راهنماي سلطانيه، كرامت الله افسر. سازمان حفاظت آثار باستاني
2. معماري اسلامي ايران، در دوره ايلخانان ـ دونالد ويلبر، ترجمه عبدالله فريار، بنگاه ترجمه و نشر، ص 187
3. قسمتهايي از اين كتيبه در  سال 1359 توسط نگارنده مطالعه و كپي برداري شده بود و فقط چند كلمه از ان توسط آقاي عبدالله قوچاني براي اينجانب بازخواني شده است.

نقشه

36.430523
48.786203