شنبه ، 08 شهريور 1393
 
استان زنجان يكي از نواحي تاريخي سرزمين ايران است و كاوشهاي باستان شناختي و و آثار باقيمانده تاريخي ، ديرينگي و قدمت آن را نشان مي دهند . پيشينه تاريخي اين استان را ميتوان در چهار دوره به شرح زير مورد مطالعه قرارداد:
 
دوران پيش از تاريخ (هزاره هفتم تا اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد ) :
 چگونگي سير اين دوره تمدني به علت كمبود اطلاعات و مدارك ، تاريك و مبهم است . قديمي ترين آثار دوران پيش از تاريخ كه در اين منطقه يافته و بررسي شده اند ، احتمالا" به دوره (( بردوستين)) تعلق دارند . اين يافته ها كه شامل ابزارهاي كوچك جماعت هاي آغازين بشري است ـ در حدود سي هزار سال قدمت دارند . مشخص ترين زيستگاه اين جماعت ها در زنجان ، غار تاريخي (گلجيك) است.
دوران تاريخي (اوايل هزاره سوم تا اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد) : يافته هايي كه از اين دوره در منطقه ايجرود بدست آمده اند ، مورد بررسي قرار گرفته اند . پراكندگي زيستگاههاي انساني منطقه ايجرود در هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد ، در هشت كانون باستان شناسي و تداوم حيات آنها تا هزاره اول پيش از ميلاد ، حكايت از شكوفايي و ديرپايي تمدن فلات مركزي ايران در اين ناحيه دارد . آثار اين دوران در روستاي ضيا,آباد ، آق كند ، گل تپه ، چايرلو ، قلتون و اوغول بيگ به دست آمده اند. ارزيابي و مطالعه آثار نقشهاي سياه رنگ بر روي سفالهي نخودي كشف شده از اين كانون هاي تاريخي ، پيوند تمدنهاي تپه حصار دامغان ، تپه سيلك كاشان ، تپه زاغه دشت قزوين و ايجرود را نشان داده است.
دو اثر از اين دوره در جنوب غربي شهرستان خدابنده شناسايي شده اند: يكي در تپه تاريخي "ياريمجه" (تكمه تپه) در قشلاق هاي افشار ، و ديگري در تپه تاريخي " امان ارقين بلاغي" منطقه بزينه رود شهرستان خدابنده ، كه هركدام بخشي از نادرترين آثار زيستگاههاي انساني دوران هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد را در خود جاي داده اند.
 
دوران تاريخي جديد (اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد تا اوايل قرن هفتم ميلادي) :
از اين دوره نيز يافته هايي در منطقه زنجان بدست آمده است كه بارزترين آن نوعي سفال ساده خاكستري رنگ است كه يادگار زمان مهاجرت اقوام آريايي به اين منطقه است.
پايه و اساس اين اطلاعات نتايج بدست آمده از بررسي سفال هايي ست كه بيش تر بطور اتفاقي از گورستان ها و تپه هاي قديمي منطقه كشف شده اند. تكنيك ،فرم و نقش اين سفالينه ها ، مطمئن ترين ابزار شناسايي تمدن هاي پيش از تاريخ هستند.
يكي از قابل توجه ترين ظرفهايي كه در تمامي مراكز استقرار انساني اين دوره مورد استفاده قرار مي گرفته است، ظرفهاي سفالي قوري مانندي با لوله نسبتا" بلندي است كه در مراسم به خاك سپاري مردگان مورد استفاده قارا مي گرفته است و در همه گورهاي شكافته شده اين دوره ديده شده است. نقش هاي روي سفالينه هاي تپه سيلك كاشان و مجسمه هاي باستاني لرستان ، ارتباط اين نوع ظرف با مردگان را نشان مي دهند. قوري هاي اين منطقه كه عموما" بي نقش اند و با آثار بدست آمده از خوروين و املش قابل مقايسه اند ، احتمالا" دليل ديگري بر پيوند اين اقوام ، در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد است. شواهد تاريخي موجود نشان ميدهد كه تا اوايل نيمه اول هزاره اول پيش از ميلاد ، دستگاه فرمانروايي معيني در منطقه وجود نداشته و حكومت "اورارتويي" نيز به علت دوري مسافت نتوانسته بود بر اين نواحي چيرگي يابد . هم چنين كمي ابزار و جنگ افزارهاي به دست آمده از گورهاي باستاني نشان ميدهد كه برخلاف تمدن هاي فلات مركزي ايران كه اقوامي جنگجو بوده اند مردمان اين منطقه به علت فراواني چشمه سارها و آب هاي سطحي عمدتا" به دامداري و كشاورزي مشغول بوده اند و به همين جهت ، امنيت نسبي بر منطقه حاكم بوده است . طبق اسناد آشوري ها ، اين منطقه در قرن نهم پيش از ميلاد (انديا) نام داشته است و به احتمال ضعيف ، اقوام ساكن آن با اقوام لولوبي و گوتي دامنه هاي زاگرس پيوند هايي داشته اند.
اين منطقه از لحاظ جغرافياي تاريخي ، در آغاز هزاره اول پيش از ميلاد ، شمال با كادوسيان و كاسپيان ، از مغرب با لولوبيان و گوتيان و از طرف جنوب شرقي و شرق با پديده تاريخي ماد همسايه بوده است . در دوره هاي بعد مادها ، اين اقوام را زير فرمان آورده اند.
طبق اسناد آشوري در قرن هفتم پيش از ميلاد ، منطقه زنجان "ماداي" نام داشته است. آنچه اين ادعا را درست مي نماياند ، كشف آثاري از هزاره اول يش از ميلاد در روستاي مادآباد زنجان است . اما به علت روي دادن جنگهاي ممتد منطقه اي(در قرن هاي هفتم و هشتم پيش از ميلاد ) تمدن در اين منطقه به شكوفايي درخور دست نيافته است.
از قرن هفتم پيش از ميلاد تا اواخر هزاره اول پيش از ميلاد ، يعني در تمام دوران شاهنشاهي هخامنشي ، سكه (دريك) و (ريتون) در خدابنده و گردنبندهاي طلايي با بن مايه (موتيف) "گل لوتوس" كه نقش هاي آنها با كنده كاريهاي تخت جمشيد قابل مقايسه اند و همچنين چهرك (نقاب) طلايي مردگان گورها با آرايش مو و كلاه دوران هخامنشي را ميتوان نام برد.
يادگارهاي باستاني از جمله آتشگاه عظيم تخت سليمان در غرب ، عبادگاه بهستان در جنوب و آتشكده هاي ساساني در طارم نشان مي دهند كه در دوران اشكانيان و ساسانيان ، دره هاي زنجان رود و قزل اوزن از رونق بيش تري برخوردار بوده اند. گزارش هاي جغرافيا دانان آغاز دوره اسلامي نيز اين موضوع را تاييد مي كنند .
از پانزده كانون باستان شناسي بررسي شده اين دوره ، 9 كانون در دره رود قزل اوزن و در طارم عليا واقع شده اند كه از شكوه و آباداني اين بخش از منطقه ، در قرن هاي دوم تا پنجم ميلادي حكايت مي كنند . از مهم ترين آثار آن دوره به آتشكده تشوير ميتوان اشاره كرد كه در روستاي تشوير در ميان گورستاني تاريخي ، با سنگ و ساروج و با طرح چها طاقي در ابعاد 4*4 مترمربع با پوشش گنبدي شكلي ساخته شده است.
تركيب بنا ، يادآور سبك معماري آتشكده هاي دوران ساساني است و با آتشكده هاي عظيم دوران ساساني كه جنبه دولتي و تشريفاتي داشتند ، به عنوان آتشكده محلي مورد استفاده قرارمي گرفته است و با گذشت زمان ، پيرامون آن به گو.رستان تبديل شده است .
 
دوران اسلامي ( از قرن 7 تا 19 ميلادي برابر با قرن اول تا 14 هجري ) :
 اين دوره از تاريخ زنجان ، با فتح آن در زمان خلافت عثمان و به دست ( برا, بن عازب) سردار مشهور آغاز ميشود.
به استناد مداركي كه از 62 كانون باستان شناختي منطقه به دست آمده است، به استثنا, دره طارم عليا در رودخانه قزل اوزن و شهر زنجان ، در بقيه نواحي ، نقل و انتقال قدرت سياسي و مذهبي به آرامي صورت گرفته و با خرابي و درگيري همراه نبوده است.
متن ها و اثرها ي موجود تاريخي نشان ميدهند كه اين منطقه در سرتاسر دوران اسلامي ، بويژه از قرن هاي چهارم تا هشتم هجري (در دوران حكومت حكومت كنگريان ، سلجوقيان و ايلخانيان) از شكوفايي اقتصادي ، فرهنگي و هنري برخوردار بوده است. از آثار اين دوره مي توان مسجدهاي جامع قروه ، سجاس ، قلابر ، كاروان سراهاي نيك پي ، سرچم ، آثار تاريخي عظيم سلطانيه ، خدابنده ، ابهر و ساير آثار تاريخي را نام برد.
اصولا" يكي از دلايل انتخاب سلطانيه به پايتختي ، رونق اقتصادي اين منطقه در قرن هفتم و هشتم هجري بوده كه توجه ايلخانان مغول را به خود جلب كرده است . كاشي هاي مطلايي كه ز تپه نورآباد خدابنده به دست آمده اند ، گواهي بر رونق اقتصادي و فرهنگي آن دوره اند.
پس از برچيده شده حكومت ايلخاني به دست سربداران در قرن نهم هجري ، منطقه زنجان نيز دچار فتنه خانمان سوز تيمور لنگ شد و به شدت ميران گرديد.
تنش هاي سياسي و كشمكش هاي نظامي تا قرن دهم هجري شمسي ، مانع رشد و اعتلاي اقتصادي و فرهنگي در اين منطقه شده است . در دوران حكومت صفويه و قاجاريه ، به ويژه در دوران حكومت شاه طهماسب ، شاه عباس و آغامحمد خان ققاجار ، رونق نسبي اقتصادي و فرهنگي در منطقه برقرار بوده است . قسمت اعظم روستاهاي بخش ها و شهرهاي كنوني ، با توجه به نظام ارباب و رعيتي ، تا اواخر قرن سيزدهم هجري قمري تكوين يافته اند و در طول دهه هاي اخير ، به سرعت در حال رشد و گسترش بوده اند . در زير ، به اختصار ، به جغرافياي تاريخي شهرستان هاي مهم استان اشاره ميشود.:
 
زنجان
تاريخ بناي شهرزنجان را هم زمان با سلطنت اردشير بابكان دانسته اند و در آن زمان ، آنرا شهين يعني منسوب به شاه مي ناميدند . گفته ميشود كه اين نام طي قرون و اعصار به زنگان و سپس به زنجان تبديل شده است . فتح زنجان توسط اعراب در زمان خلافت عثمان و توسط سردار عرب برا,بن عازب – صورت گرفت و در اين دوره ، اين شهر ، شهري آباد و پرنعمت بوده است.
در قرون چهارم و پنجم هجري قمري ، زنجان به علت داشتن چراگاه هاي وسيع ، مورد توجه قبيله هاي ترك نژاد قرار گرفت و قبيله هاي گوناگون ترك در زنجان و نواحي مختلف آن ، بويژه در چمن سلطانيه ، مسكن گزيدند.
در حمله مغول ، شهر زنجانو آباديهاي اطراف آن آسيب فراوان ديد . سپس ايلخانان مغول به اين شهر توجه فراوان نشان داد ، مخصوصا" سلطان محمد خدابنده ، از زماني كه مذهب تشيع را پذيرفت ، در توسعه اين ناحيه كوشيد و زمينه تبديل آن به يك مركز اسلامي رافراهم كرد تا پس از آن در اندك زماني به يكي از مراكز مهم سياست و تجارت تبديل گردد.
تاريخ زنجان در سده هاي بعدي نيز گزارشگر حوادث مختلف سياسي است. اين شهر شاهد رويدادهاي سياسي ، اجتماعي و مذهبي نظير شورش علي محمد باب ، مبارزات ملوك الطوايفي ، نهضت مشروطيت ، تاخت و تاز فئودال ها ، درگيري دموكرات هاي آذربايجان و ... بوده است . هرچند برخي از اين رويدادها ، رهاوردي جز ناملايمات فرهنگي ، اقتصادي و اجتماعي براي مردم اين شهر نداشته اند ، اما هرگز فرهنگ و مدنيت استعماري در اين شهر نفوذ نكرده است و اكثر قريب به اتفاق مردم / همچنان در حفظ شعاير مذهبي و سنتي خود پابرجا و اسوار باقي مانده اند . اين منطقه زادگاه بزرگاني چون شيخ شهاب الدين سهروردي و علماي نامي ديگري بوده است كه مايه فخر فرهنگ ايراني و اسلامي هستند .
ابهر :
منطقه ابهر و مناطق اطراف ابهررود ، كه به زبان محلي (ابهرچاي) ناميده ميشود ، از نخستين زيستگاههاي انساني در ايران است و از پيشينه تاريخي طولاني برخوردار است. بررسي اين مناطق نشان ميدهد كه دره ابهر رود در هزاره دوم پيش از ميلاد از رونق قابل توجهي برخوردار بوده است. درقرن نهم پيش از ميلاد ، مادها در اين منطقه اتحاديه اي از قبيله هاي گوناگون را به وجود آوردند كه مقر آن در ابهرچاي بوده است . به استناد شواهد تاريخي ، در سال 82 پيش از ميلاد ، در دره ابهر چاي ميان مادها و آشوري ها نبردي درگرفته است.
در زمان روي كارآمدن حكومت ايلخانيان و انتخاب سلطانيه به عنوان پايتخت ، اين منطقه به علت برخوردارشدن از شبكه هاي جاده اي اهميت ارتباطي قابل توجهي بدست آورد كه هنوز هم محفوظ مانده است. وجه تسميه اين شهر از واژه پهلوي (اوهر) گرفته شده است . نويسنده كتاب جغرافيايي حدودالعالم ، (ابهر) را (اوهر) ثبت كرده است. بخش اول واژه منسوب به آب به عنوان نماد زندگي در مذهب زرتشت است و واژه (وهر) به معني دشوار كردن كار و محدود نمودن آمده است . بنابر اين ، اين واژه به معناي محل بستن آبهاست.
جايگاه نخستين خانه هاي اين شهر ، تپه اي باستاني به نام تپه قلعه است و در كناره راست ابهر رود جاي دارد . اين محل يكي از نخستين زيستگاههاي انساني منطقه زنجان به شمار ميرود و حداقل از اوايل هزاره چهارم يش از ميلاد مورد استفاده و محل سكونت جماعت هاي آغازين بوده است . از آثار بدست آمده در اين محل ميتوان به سفال هاي قرمز رنگ نقشدار اشاره كرد.
خدابنده :
شهرستان خدابنده در جنوب شرقي زنجان واقع شده است . در اين منطقه ، ايلات خدابندهلو و افشار ، با اقوام بومي درهم آميخته و نژادي را پديد آورده اند كه از نظر تيپولوژي (بررسي ويژگي هاي ظاهري) به نژاد موسوم به زنجاني معروف شده است.
شهرستان خدابنده دوشهر تاريخي "سهرورد" و "سجاس" را درخود جاي داده و مردان بزرگي همانند شهاب الدين سهروردي را درخود پرورده است. جايگيري جماعت هاي انساني و يكجانشيني آنان در اين مناطق ، به اواخر هزاره چهارم و اوايل هزاره پنجم پيش از ميلاد مربوط است . از نمونه هاي آثار اين دوره ، سفال هاي گوجه اي رنگي است كه با آثار سفالي شناخته شده قزوين قابل مقايسه است.